تبليغاتX
اینجا سرزمین آفرینش است

سلام ٬ الان ساعت از یک بامداد هم گذشته و باران چند ساعتی می شه که بی وقفه می باره و من پنجره اتاق کوچکم رو به سوی بارش باران آفرینش ٬ مهربانانه گشوده ام ٬ به امید بارش کمی از این پاکی و مهربانی به سوی قلبم ٬ قلبی که تشنه این باران است ٬ تشنه این باران و پاکی و مهربانی اش .

امشب ٬ نگاهی به کتاب خدا انداختم ٬ چند قسمت از آیات سراسر مهرش آرامشی رویایی به من بخشید ٬ اینجا آمدم تا برای شما هم بازگو کنم ٬ قسمت هایی از کلام یگانه آفریدگار آفرینش :

قسم به صبحگاه و قسم به ده شب و قسم به حق جفت که حق کلیه موجودات عالم است و قسم به حق فرد که ذات یکتای خداست . و قسم به شب تار هنگامی که به روز روشن مبدل شود ٬ آیا در این امور که قسم به آنها یاد شد نزد اهل خرد لیاقت سوگند نیست ؟ البته که هست . . .  ( سوره مبارک فجر )

قسم به آفتاب و تابش هنگام رفعت آن ٬ قسم به ماه که پیرو آفتاب تابان است ٬ قسم به روز هنگامی که جهان را روشن سازد و به شب وقتی که عالم را در پرده سیاهی کشد ٬ و قسم به آسمان بلند و آنکه این کاخ رفیع را بنا کرد و به زمین و به آنکه او را بگسترد . و قسم به نفس ناطقه انسان و آن که او را به کمال بیافرید و به او شر و خیر را الهام کرد . و قسم به این آیات که هرکس نفس خود را از گناه پاک سازد ٬ به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند البته زیانکار خواهد گشت . . . ( سوره مبارک شمس )

قسم به روز روشن یا هنگام ظهر آن و قسم به شب یا هنگام آرامش آن که خدای تو هیچگاه تو را ترک نگفته و بر تو خشم نگرفته است و البته عالم آخرت برای تو بسی بهتر از این دنیاست ٬ و پروردگار تو به زودی تو را چنان عطا کند که راضی شوی . . . ( سوره مبارک ضحی )

دوست دارم در مورد آرامشی که این آیات به من داد بیشتر بنویسم ٬ اما دلم می خواد این آیات رو اینجا بزارم و چیزی اضافه تر نگویم و ببینم که هرکس چگونه آرامشی از این سرچشمه های انرژی دریافت خواهد کرد .

وقتی خدا قسم یاد می کند به حق جفت و باز در همان کلام  لیاقت این سوگند را گوشزد می کند ٬ آیا ما حق داریم بگوییم خدا برای ما جفتی در نظر نگرفته ؟ چرا خداوند برای فرزندان عزیزش بهترین را در نظر گرفته و مطمئنا پیدا کردن بهترین کمی دشوارتر است ٬ اما یافتنش شیرین خواهد بود ٬ به شیرینی کلام آفریدگار ٬ شاید اینگونه ارزش آن جفت وعده داده شده و شهد شیرین عشقش را بیشتر بدانیم .

وقتی خدا قسم می خورد به بارزترین نشانه هایش که انسان را به کمال بیافرید ٬ آیا برای اهل یقین این قسم کافی نیست تا برای رسیدن به کمال بکوشند ؟ کمالی که خداوند درون ما قرار داده و برای رسیدن به آن راهی جز جستجوی درون نداریم .

وقتی خداوند به روز و روشنی اش و شب و آرامشش اینگونه قسم می خورد که هیچگاه ما را تنها نخواهد گذاشت ٬ آیا درست است اینگونه خود را از او دور نگه داریم ؟ آیا این قسم ها کافی نیست تا یقین کنیم که مهرش سراسر وجود ما را مورد عنایت قرار داده ؟ وقتی اینگونه می گوید که روزی تو را چنان عطا کنم که راضی شوی ٬ آیا کافی نیست تا باور کنیم درد و رنج های روزگارمان گذراست و آزمایشی ست برای ایمانمان ؟

سخن بسیار است ٬ اما دوست دارم قضاوت را به خود شما بسپارم ٬ آفریدگار خطاب به ما می فرماید : فرزند عزیزم از چه رو دلتنگی ؟ برای تو بهترین ها را در نظر گرفته ام ٬ با من باش و قلبت را به من بسپار ٬ خود شاهد خواهی بود که چگونه سرشار از ایمان و آرامش خواهی شد .

شب عجیبی بود ٬ صدای رعد و برق و بارش باران در تمام مدتی که این مطلب را تایپ کردم تنهایم نگذاشت ٬ شاید مهر تاییدی بود بر کلام هایم و نوشته هایم از طرف آفریدگار باران .

در پایان دوست داشتم از دوستان خوبم  آرش ٬ هستی ٬ شهریار ٬ کیوان ٬ دنی ٬ میلاد ٬ حامد و مخصوصا آرش آسمانی عزیزم که پیام های سراسر مهرشان دلگرمی دوباره نوشتنم شد صمیمانه تشکر کنم ٬ به عنوان تشکری کوچک لینک وبلاگ همه این عزیزانم را در لینکدونی سایت گذاشتم .

به امید بهترین روزها برای همه انسان ها

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 2:27  توسط وفا | 
 
سال های سال درخت سیب اسم خدا را زمزمه می کرد و با هر زمزمه ای سیبی سرخ به دنیا آمد . سیب ها هرکدام یک کلبه بود ٬ کلمه های خدا . مردم کلمه های خدا را می گرفتند . و نمی دانستند که درخت اسم خدا را منتشر می کند . درخت اما می دانست ٬ خدا هم