تبليغاتX
اینجا سرزمین آفرینش است - با وجود همه این سختی ها , اطمینان دارم که خداوند ما را در آغوش خود گرفته است .

سلام به همه دوست های خوبم

از تک تک شما ممنون به خاطر همراهی که با من داشتید و به خاطر دعاهای مقدسی که در حق مادرم داشتید .

بعد از اینکه کمی آسوده تر بشوم ٬ حتمی از تجربیاتی که در این دو هفته کسب کردم خواهم نوشت .

در مورد مادرم خبر تازه اینکه ٬ داروی ivig تا این حد تاثیر گذاشت که بیماری را متوقف کرد و به برکت دعای دوستان ٬ پیشروی بیماری متوقف شد .

دیروز دکتر نادری " پلاسما فریز " تجویز کردند که ۲۰ روز طول می کشد ٬ طی پلاسما فریز ٬ با دستگاه ویژه ای خون از بدن مادرم گرفته می شود و پلاسمای آن جدا می شود و پلاسمای جدید اضافه و دوباره به بدن بر می گردد ٬ ما امیدواریم طی این مراحل مادرم بتواند به حرکت بیافتد ٬ خدا را شکر تنفس مادرم امروز راحت تر بود و به اکسیژن نیاز پیدا نکرد .

دوستان درد دل و خاطره های زیادی دارم که می خواهم برای شما بنویسم ٬ فقط یه چیز رو الان بگم ٬ قدر سلامتی که خدا به شما داده را بدونید ٬ و همیشه آفریدگار رو شکر کنید .

به خاطر همه چیز ممنونم ٬ برای مادرم دعا کنید ٬ همین امروز دعا کنید .

در پایان دوست داشتم بگم ٬ با همه این سختی ها ٬ من احساس می کنم خدا ما رو در آغوش خودش گرفته و مراقب ما هست و این بزرگترین نعمت و آرامش است .

با آرزوی بهترین روزها و شب ها برای همه شما دوست های خوبم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:11  توسط وفا | 
 
سال های سال درخت سیب اسم خدا را زمزمه می کرد و با هر زمزمه ای سیبی سرخ به دنیا آمد . سیب ها هرکدام یک کلبه بود ٬ کلمه های خدا . مردم کلمه های خدا را می گرفتند . و نمی دانستند که درخت اسم خدا را منتشر می کند . درخت اما می دانست ٬ خدا هم